یوسف فرهنگ
عینک آفتابی زده بودم .
حواسم پرت شد به ساپورت دختره، با صورت رفتم توی بغلش…
.
.
بیچاره تا اومد سرو صدا کنه، گفتم: ببخشید نابینام!
بیچاره بغض کرد، بعد بوسم کرد، دستمو گرفت از خیابون ردم کرد!!!
نخند یاد بگیر…!
برچسب:
نویسنده: یوسف فرهنگ