خرید بک لینک

وای اگه بدونید امروز چه اتفاقی افتاد

 

سوار تاکسی شدم دیدم زنه کنارم نشسته و هق هق داره گریه می کنه

ازش پرسیدم: چی شده؟ چرا گریه می کنید؟

گفت: به خاطر خیانت مردا

گفتم: مگه چیکار کردن؟

گفت: دوست پسرم فهمیده نامزد دارم وحالا هر دوتاشون می خوان برن به شوهرم بگن

اصلا من واقعا ناراحت شدم

نمی دونید که به آدم چه حس بدی دست میده

یک لحظه بغض تو گلوم جمع شد

می خواستم یه جیغ بلند بکشم

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 18 / 12 / 1393 ساعت: 1:48

صفحه بندی